مرد هشتاد وسه ساله هندي نزديك به نيم قرن است كه بر بالاي يك درخت زندگي مي كند. 
، گايادهار پاريدا حدودپنجاه سال است که با همسرش دچار مشکل شده و دقیقا به همین دلیل خانه را ترك كرده و براي زندگي به روي يك درخت بزرگ انبه رفته است در اين مدت يك بار درخت محل سكونت خود را عوض كرده است چون درخت اولي كه بر بالاي آن زندگی میکردهاست در اثرتوفان درهم شكسته شد.او درتمام اين مدت در ميان مارهاي بسيار سمي زندگي كرده است و تنها براي نوشيدن آب از درخت پايين مي آيد.او از عابران و افرادي كه براي ديدار او مي ايند غذا و هديه دريافت مي كند اما هرگز به افرادي كه سعي كرده اند او را با زندگي عادي اشتي داده و او را به خانه بازگردانند پاسخ مثبت نداده است..
نتیجه گیری:هیچ وقت از روی غرورقهر نکنید تا مجبور نشوید اینطوری زندگی کنید
نکته مهم :در این بی پولی درخت جای مناسبی برای زندگی است!
سلام به همه دوستان خوبم
این اولین یادداشتی که می نویسم. می دونم اولین نفراتی که یادداشت من رو میخونند دوستان خوبم میترا، شاهد و محمد هستند.
شما شاید به واسطه اون ها یه افتخاری بدید و یه سری به من بزنید.
اکثر شما هم من رو نمیشناشید. شاید بهتر باشه اول خودم رو معرفی کنم .
شاید این طور بشه گفت که من یه روزنامه نگار نوپا هستم که شش ماهی هست شروع به کار کردم البته اول به عنوان یه کار آموز پیش دوستانم در روزنامه اعتمادملی و حالا به عنوان یه همکار.....
راجع به درس و دغدغه هاش هم که اگه خدا بخواد این ترم موفق به دریافت مدرک فوق دپلم روزنامه نگاری میشم.
در مورد سنم هم که اصولا خانم ها کوچیکتر از سن شناسنامه ایشونن.
حالا ازامروزم، روز بدی بود چون تو دانشگاه خیلی معطل استادانم شدم. خودتون می دونید که اوایل ترم همیشه استادان بزرگ واسه خودشون کلاس میگزارند و نمی آیند.
به هر حال بعد از کلی علافی اومدم روزنامه وتا رسیدم شروع کردم به خبر نوشتن تا الان که دارم برای شما می نویسم.
راستی حکم شهلا جاهد امروز تایید شد و شهلا از این به بعد باید به انتظار چوبه دار بمونه تا بالاخره بعد از یه مدت طولانی که همه رو خسته کرده بود حکمش اجرا بشه.
حالا دیگه می خوام برم منتظرتون هستم تا بیاید.........