خرداد ماه سال جاری در پایتخت با وقوع 7 فقره قتل و دو مورد خودکشی تا تنظیم این گزارش یعنی 25 خرداد ماه سال 86 در حالی به پایان رسید که قتل خدیجه آریایی پور پرونده های قتل این ماه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی را با جنجال روبرو کرد .همچنین در میان قربانیان این ماه پایتخت 5 مرد ویک زن وجود داشت .این در حالی است که سال گذشته با 10 فقره قتل روبرو بودیم که تنها دو زن در میان قربانیان به چشم میخورد .
قتل های خرداد ماه امسال
قتل خدیجه آریایی پور در سوم خرداد ماه از سوی نظافت چی خانه اش ،کشته شدن جوان 20 ساله با ضربه چاقو به گردنش درنارمک ، قتل پسر جوان با ضربه چاقو در خیابان وحدت اسلامی ،قتل صاحب خانه به دلیل ایجاد مزاحمت در شهرک گلستان دهکده المپیک . همچنین در این میان خودکشی پسر 17 ساله پس از درگیری و خروج از خانه با قرص برنج ،حلق آویز شدن مرد 38 ساله در خانه اش در شهر ری کارا گاهان پلیس را به صحنه وقوع حادثه کشاند .
قرار ملا قات مرگبار
9 خرداد ماه سال جاری ماموران پلیس در حال گشت زنی در خیابان وحدت اسلامی به رفتار های مشکوک چهار موتور سیکلت سوار مظنون شدند ،بنا براین آنها را تحت تعقیب قرار داده و پس از مدتی به آنها دستور توقف دادند .اما آنها بدون توجه با سرعت غیر مجاز به مسیر خود ادامه دادند ،تا اینکه در این تعقیب و گریز یکی از راکبان موتورسیکلت به خیابن پرت شد . بنا بر این ماموران بلا فاصله توقف کرده و به سمت او رفتند .در همین حین که ماموران قصد داشتند او را برا انجام تحقیقات به داره آگاهی منتقل کنند متوجه شدند این جوان در حال خونریزی شدیدی است به همین دلیل او را به بیمارستان انقال دادند .اما او به دلیل وارد شدن ضربه چاقو به قلبش جان خود را از دست داد . بنا بر این تحقیقات ماموران برای دستگیری موتور سوران ادامه یافت تا اینکه دو تن از دوستان مقتول که حسین نام دئاشت به ماموران گفتند :روز حادثه حسین به دختری که از قبل آشنا شده بود قرار ملاقات گذاشته و از ما نیز خواسته بود برای اینکه تنها نباشد با او برویم .ما در محل ملاقات ایستاده بو دیم تا اینکه چهار مرد که سوار بر موتورسیکلت بودند به ما حمله کرده و حسین رابا ضربه چاقو به قتل رساندند . پس از آن نیز او را سوا ر بر موتورشان کردندو از محل متواری شدند . در حال حاضر پس از اظهارات شاهدان ماجرا تحقیقات خود را برای دستگیری متهمان و مشخص شدن انگیزه آنها در حال پیگیری است .
قتل جوان 20 ساله بر سر کینه قدیمی
21 خرداد ماه سال جاری ماموران کلانتری 127 نارمک در جریان وقوئع در گیری در حوزه استحفاظیشان قرار گرفتند .آنها پس از حضور در محل با جسد غرق در خون پسر جوانی روبرو شدند که از ناحیه گردن مجروح شده بود. به همین دلیل ماموران او را به بیمارستان الغدیر انتقال دادند .اما پسر جوان پس از انتقال به بیمارستان به دلیل شدت خونریزی بر روی تخت جان سپرد . بنبر این تحقیقات ماموران در این خصوص آغاز شد تا اینکه آنها متوجه شدند مقتول روز حادثه با دو جوان درگیری داشته است .ماموران در ادامه تحقیقات موفق شدند یکی از متهمان را در خانه اش دستگیر کنند.او پس از انتقال به اداره آگاهی و انجام بازجویی گفت :من و دوستم با حسین از قبل بر سر مسائل شخصی کینه داشتیم روز حادثه با او درگیر شده و با چاقویی که در دست داشتیم به گردن او ضربه وارد کردیم . در حال حاضر تحقیقات برای دستگیری متهم دیگر پرونده در حال پیگیری است .
محدوده جغرافیایی و آلت قتل
آلت قتل در 4 فقره قتلی که در این ماه پایتخت به کار رفته بود ،چاقو است .از نظر محدوده جغرافیایی نیز جنوب ،شرق و غرب شاهد وقوع قتل بوده است .
قتل های خرداد ماه سال 85
همسرکشی به دلیل ایجاد تنفر مرد از همسرش با وارد کردن ضربههای متعدد سنگ در شهر زیبا ، مردی همسر خود را به 15 ضربه چاقو در تهرانسر به قتل رساند ،کشف جسد مردی از داخل گودال در پیچ شمیران ،قتل پسر جواندر جریان درگیری در صالح آباد ، قتل پسر 20 ساله در چها راه مولوی ،کشف جسد مردی در پایانه مسافر بری غرب که با شلیک گلوله به قتل رسیده بود ،برادر کشی بر سر اعتیاد در تهرانسر ،مردی در جریان در گیری پسر عمویش را با ضربه چاقو در شهر زیبا از پای در آورد ،دوست کشی با ضربه چاقو در تهرانسر ،قتل صاحب خانه از سوی مهمان در یوسف آباد .
پی نوشت :شماره ۶ هفته نامه اشراق به چاپ رسید
قتل دختری مقابل دوربین
دعوت نامه ای برای پنج شنبه صبح(مهرداد خلیلی )
زهرا امیر ابراهیمی دید دوم را به نمایش در آورد
راز قتل مادر در دل دختر بچه
ایران خودرو بزرگترین اشتباه تاریخ خودرو سازی را پذیرفت
دختر هر چه شماره تلفن مادر را میگرفت هیچ کس جواب نمیدا د .شماره تلفن همراه مادر را گرفت اما باز هم جوابی نشنید .حدود ساعت 1 بعد ازظهر روز پنج شنبه 3 خرداد 1386 بود.هر دو در سعادت آباد خانه داشتند.لباس پوشید تا برود و از نزدیک مادر را ببیند.هر چه زنگ زد باز هم خبری نشد.کلید داشت. همان طبقه همکف آپرتمان شماره 22 که گل ها نامش گذاشته بودند پذیرایش بود.چند قدمی آمد جلو.در همان راهرو ،خانه مادر بود.باز هم دلش جا نگرفت در زد ،بعد کلید انداخت . دختر بی خبر از همه جا وارد خانه شد.اما به جای اینکه با خانه ای روبرو شود که از سوی کارگر تمیز شده است با خانه ای روبرو شد که به صحنه جنگ بیشتر شباهت داشت.همسایه ها را خبر کرد.به گمانش دزد آمده بود.تلفن0 11 را گرفت .پلیس آمد. ماموران کلانتری 134 شهرک غرب شروع به بازرسی خانه کردند .ظاهر خانه موضوع سرقت را تائید میکرد.از همسایه ها پرسیدند. هر کس مبهوت به فکر فرو میرفت.مردی گفت من ساعت هشت و نیم صبح دیدم مقابل در انباری او چمدانی گذاشته و در هم باز است وقتی ساعت 11 برگشتم در بسته بود.
راز با چمدان سر بر آورد
ماموران و دختر به همراه همسا یه ها رفتند در پارکینگ .در انباری قفل بود.کلیدش را دختر نداشت قفل را شکستند.چند صندلی بود و اثری از به هم ریختگی نبود .یک چمدان پشت صندلی ها بود.یکی از همسا یه ها گفت خودش است همان چمدان است.کسی ظنش بر انگیخته نشد .با ز هم یکی از همسایه ها گفت چمدان را باز کنید ببینیم چه در داخل ان هست. ماموران مشغول باز کردن چمدان شدند .کار سختی بود چون چمدان صحیخ و سالم بود.حالا سنگینی آن سوئ ظن همه را بر انگیخته بود.چمدان باز شد.خدای بزرگ دخترش غش کرد .همسا یه ها جیغ کشیدند .ماموران یک گام به عقب برداشتند .جسد تکه تکه شده مادر آن تو بود .(خدیجه آریایی پور ) به قتل رسیده بود .
باز پرس هنرمند به محل حادثه آمد
بعد از ظهخر رو به غروب داشت که باز پرس هنرمند و اکیپ بررسی صحنه جرم پلیس آگاهی تهران به محل رسیدند. بازرسی ها از نو آغاز شد .پرس و جو از همسایه ها همین طور .ماموران در جریان بازرسی از خانه مقتول متوجه شدند قاتل یا قاتلین لپ تا پپ ،تلفن همراه ،دفتر چه های تلفن ،تلویزیون را به سرقت برده اند .در حالی که پول نقد و طلا مقتول سر جایشان بود. انگیزه ای که ماموران را به خود مشغول کرده بود سرقت بود.خانه سرایدار نداشت ولی جوانی که در یکی از بلوک های آن کوی سرایدار بود میگفت (تلویزیونش خیلی کهنه بود دلیلی نداشت آن را سرقت کنند .) خانم اریایی پور تنها زندگی میکرد.افسانه دخترش که در ایران زندگی میکرد باید این خبر تلخ را برادر و خواهرش اطلاع دهد .امیر و مهناز خارج از ایران زندگی میکردند .
همه متاثر شدند
روز سه شنبه مجلس ترحیم خانم خدیجه (شکوه ) آریایی در مسجد الرسول در میدان کاج برگزار شد.سبدهای گلی بود که وارد مسجد میشد.آنقدر مسجد شلوغ بود که دیگر برای گلها جایی نبود .
صدای ضجه های دخترانش فضای داخل مسجد را پر کرده بود.هر کسی که می آمد از خاطراتش با او میگفت و هزارن هزار بار لعنت میفرستاد برقاتل او. برخی هم روزنامه ای که خبر قتل او را منتشر کرده بود دست گرفته و میخوندند. یکی میگفت قاتل آشنا بوده دیگری میگفت کار همان کارگری است که برای نظافت به خانه او رفته است مری هم که در کلاس ادبی به اصطلاح هم کلاسی او بود میگفت :در بغض خویش فریاد میزنیم نفرین بر ناامنی ،نفرین بر نا هنجاری و فقر که شکوه ما را هم قربانی کرد.
حالا سوالی بر جسته تر میشد چه کسی قرار بوده به خانه خانم اریایی بیاید تا انجا را تمیز کند ؟همسایگان میگفتند دخترش شاهد بوده که شخصی به نام (ط) روز پیش از حادثه چندین بار تماس گرفته و اصرار میکرده که برای نظافت به آنجا بیاید .آیا همین فرد قاتل بوده ؟
هیچ کس گمان نمیکرد این اتفاق روی دهد
همین اولین روز خردادماه بود که شکوه خانم با سر و وضعی مرتب به کلاس داستان نویسی رفته بود ،خیلی سر حال و سرزنده ،مطلبی برده بود از دختر نوجوانی که از سوی پدرش مورد تجاوز قرار گرفته بود او گفت این سندی واقعی از خشونت علیه زنان و گویای نا امنی وضعیت آنان است. کتابی هم نوشته بود او میگفت کتابم ثمره بیست سال کار در کانون اصلاح و تربیت است.نام کتابش را گذاشته بود کودکان اعماق میگفت عنوان کتابش را دامادش انتخاب کرده است.بعد از کلاس هم هنگام خداحافظی از دوستانش قول گرفت تا فصل بهار تمام نشده به سفر بروند .بعد آدرس چند انتشاراتی را گرفت تا برای چاپ کتابش نزد آنها برود و بعد هم در میدن انقلاب پیاده شد تا برود سعادت آباد .میگفت این خانه جدید رفت و آمدش سخت است باید ماشیتی تهیه کند.او رفت ،رفت و دیگر برنگشت.....
چه میدانست خودش هم قرار است قربانی همان نا امنی و خشونتی شود که نسبت به آن هشدار داده بود .
یک هفته بعد از ماجرا
بازپرس هنرمند در خصوص نتایج تحقیقات خود گفته است :پس از انجام تحقیقات به سه نفر مظنون شدیم که د حال حاضر آنها در بازداشت هستند .اما هیچ کس درباره وضعیت و ارتباط لاین سه نفر با قتل پیش رو چیزی نمیداند.کاراگاه اداره دهم پلیس آگاهی نیز بررسی های خود را معطوف به انگیزه سرقت کرده است .