تبليغاتX
مهاجر

دیروز مثل روزهای قبل به سمت پلیس آگاهی مرکز راه افتادم .هنوز به مترو نرسیده بودم که اس ام اس آقای قنبر پور سردبیر محترم هفته نامه اشراق به دستم رسید . وقتی باز کردم دیدم اینطور نوشته ( فاخته اعدام شد ) رنگ پرید ،اهی بلند کشیدم و....

چند وقتی بود که شنیده می شد قرار هست فاخته  اعدام بشه در این مدت خیلی ها تلاش کردند از جمله مطبوعات . تلاش کردند تا شاید مثل سینا پایمرد بشه از ایطریق کاری برای او کرد .اما نشد .

مانند ماهها ی گذشته که چهارشنبه آخر ماه محکومین مرگ را برای اجرای حکم می برند ،روز گذشته فاخته اعدام شد .

فاخته دختر جوانی بود که در سال ۸۰ ۱۳پیرمرد ۸۰ ساله ای را که تنها به عنوان پرستار از او نگهداری میکرد  در دفاع خود به قتل رسانده بود  او عنوان کرده بود که این مرد از او تقاضای هم بستری کرده  و در روز حادثه او را دریک اتاق محبوس کرده بود.و.......

توضیحات بیشتر را میتوانید در وبلگ هفته نامه اشراق ببینید .

پی نوشت ۱: شماره جدید هفته نامه اشراق به چاپ رسید

پی نوشت ۲: در پست قبلی همه دوستان به نوعی فکر کرده بودند که من از نظر عاطفی و... دچار مشکل شدم .که بدین وسیله به اطلاعشون می رسانم که مشکلات من درگیری های کاری و تحصیلی بوده است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 11:1  توسط   | 

طاقت من طاقت دل طاقت سنگ است
غزل پريده رنگ است دل ترانه تنگ است
نه در زمين نه در زمان جاي درنگ است
بيا كه وقت تنگ است مرا حوصله تنگ است
مرا حوصله تنگ است

چند وقتی هست که دیگه حوصله هیچ کاری رو ندارم . کلی موضوع توی ذهنم هست که مجبورم بهشون فکر کنم . هنوز پرژوه دانشگاه رو تحویل ندادم ، کلاسهای دانشگاه جدید هم از اوایل مهر ماه شروع شده و من هنوز سر کلاس نرفتم . فکر میکنم توی انتخاب رشته ام اشتباه کردم با خیلی ها صحبت کردم یکی میگه بستگی به علاقه داره یکی میگه باید بازار کارشو نگاه کرد .

چند روزی هست که دلتنگ شدم ،دلتنگ روز هایی که دانشگاه میرفتم و با بچه های خوب کلاسمون وقتم رو سپری میکردم . دوست نداشتم تموم شه .وقتی به خاطرات تلخ و شیرینش فکر میکنم  کلی دلم میسوزه ،دوست داشتم الان هم سر اون کلاس با همون بچه ها این رشته جدید رو که از دبیرستان بهش علاقه داشتم  می خوندم .

کارم هم خوبه ،بد نیست میگذره . تنها چیزیه که الان بهم انگیزه میده  ،چون تنها چیزیه که در حال حاضر دوستش دارم .

هر وقت دلتنگ میشم این جمله رو که یه روزی یه فردی بهم گفت یادم  می آید

از گذشته در گذر ،چرا که از دست رفته است

در غم آینده نیز مباش چرا که هنوز نیامده است

زندگی را در همین لحظه بگذران و آنرا چنان زیبا بیافرین که ارزش به یاد ماندن را داشته باشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 11:31  توسط   |