حرفهای ما هنوز نا تمام ...
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی !
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود
آی...
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!
پینوشت ۱: این شعر از قیصر امین پور هست ،هر چند که دیر آپ کردم اما فکر میکنم نام او همیشه زنده است .
پینوشت ۲: همانطور که میدانید جشنواره مطبوعات از شنبه آغاز شده ،از چهارشنبه هم در سالن حجاب بلوار کشاورز نمایشگاه مطبوعات دایر هست و اشراق هم در این مکان غرفه داره .اگر به این مکان آمدید خوشحال میشم به من و اشراق هم سری بزنید .(طبقه اول در راهرو اصلی)
پینوشت ۳:دیروز صبح که دادسرای جنایی بودم آقای جابری خبر آزادی سینا پایمرد رو داد که باعث خوشحالی همه بچه ها شد . همه ما برای سینا خوشحال هستیم .

نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386ساعت 15:49  توسط پرستو کریمی
|