تبليغاتX
مهاجر

مدت تقریبا طولانی هست که وبلاگم رو آپ نکردم ، هر بار که می خواستم این کار  رو انجام بدم  یه اتفاقی می افتاد .خیلی حرفها تو دلم بود و هست که احساس میکردم باید بگم اما بعد احساس میکردم این فضا ،فضایی نیست که بخوام اون حرفها رو مطرح کنم .

در این مدت اتفاقات تلخ و کمی هم شیرین افتاد البته شیرین نمیشه گفت ،شاید اتفاق خوب بهتر باشه . این روز های سرو  و برفی هم که قوز بالا قوز شد از  دقایق ابتدایی تا همین 24 ساعت پیش راه به راه زمین خوردم .تو این عابر پیاده هایی که انگار قرار نیست دستی به سر و گوشش کشیده بشه که یا  مردم عین یک آدم آهن مجبورند راه برند  و یا باید به یاد رو زهای بچگی شون بیفتند و سر سره بازی کنند .

دو روز پیش هم که به دلایلی در بیمارستان بودم گوشی موبایلم ظرف 30 ثانیه به داخل چاه دستشویی سقوط کرد و در جریان یک عملیات انتحاری از سوی کارگر بیمارستان پس از گذشت 2 ساعت بیرون کشیده شد . برای بیرون اوردنش از هر وسیله ای که فکرش رو بشه کرد استفاده شد .وقتی گوشیم به دستم رسید تقریبا عمل جراحی هم به پایان رسیده بود اما متاسفانه صفحه نمایشگر اون مثل زمانی شده بود که تلویزیون جنگ مورچه ها رو نشون می ده . (منظورم زمانی هست که برنامه تلویزیون تموم می شه بعد یک صفحه سفید با نقطه های سیاه  معلوم می شستا ) اون جوری شده .

پی نوشت : اون طور که من شنیدم مراسم ختمی برای مهران قاسمی دبیر سرویس بین الملل روزنامه اعتماد ملی روز پنج شنبه ساعت 2:30 دقیقه  در انجمن صنفی برگزار شده گفتم بگم تا هر کسی دوست داشت شرکت کنه .

پی نوشت : فکر کنم این اولین پستی هست که زبان نوشتم خود مونی بود به نظرتون این جوری بهتره یا مثل قدیما بنویسم ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت 22:45  توسط   |