مدتهاست كه وبلاگم رو آپ نكردم شاید مشكلات كاری و خانوادگی علت این موضوع بود .البته مشكلات خانوادگی كه نمیشه گفت چون اسمش رو نمیشه مشكل گذاشت مشكل هم كه میگم به خاطر كارهایی بود كه برای عروسی برادرم قرار بود انجام بدم .
بالاخره پس از گذشت مدتها برادرم هم به خانه بختش رفت الان 5 روزی هست كه از خانه ما رفته اما از انجایی كه خانه ما تقریبا به هم نزدیكه خلا نبودنش اصلا احساس نمیشه به هر حال همسرش تازه عروسه و حوصله پخت و پز نداره در نتیجه هر شب شام مامهمان داریم و.......
دلم برای برادرم میسوزه چون از یك ماه دیگه كه قراره ما اسباب كشی كنیم جایی رو ندارن كه برن بنابراین باید عروس خانم یه كمی فعالیتش رو افزایش بده ،اینا رو كه گفتم حمل بر خواهر شوهر بودنم نذاریدا چون من خیلی خوبم و اصلا خواهر شوهر بازی در نمیارم و سرم بهكار خودمهآنقدر كه الان یك سالی میشه كه فقط دارم كار میكنم .و این كار كردن باعث شده تو این یكسال نه سینما برم نه به تفزیحات دیگه ای برسم