کردیم ، بر خلاف سالهای دیگه که همه خانواده خاله و دایی ها به خونه مامان و پدر بزرگ میرفتیم و در نبود انها عید را جشن میگرفتیم . اما امسال عید نسبت به سال های دیگه من حال بهتری داشتم هیچ سالی دم سال تحویل دعای یا مقلب القلوب و الابصار اینقدر بهم نچسبیده بود .شاید به این خاطر بود که امسال تونستم در کمال آرامش به خودم فکر کنم و به کارهایی که کردم ،نمیدونم ولی احساس خوبی بود هر چی بود /
همه سال که میخواد تحویل بشه آرزو میکنن، من هم کلی آرزو کردم اما امروز جز معدود روزهایی بود که احساس میکردم خدا داره نگاهم میکنه و خیلی بهم نزدیکه .
سالی که گذشت سال بدی نبود اما این اواخر طبق میلم نگذشت و به بدی سپری شد امیدوارم که سال۸۸ ابن طور نباشه و همه شما مثل من که آرزو کردم به آرزوهام برسم به آرزو هاتون برسین .