تبليغاتX
مهاجر
امسال بر خلاف سالهای دیگه من و پدر و مادرم  همراه خواهرم تنها تو خونه خودمون و چهار نفری سال جدید رو شروع کردیم ، بر خلاف سالهای دیگه که همه خانواده خاله و دایی ها  به خونه  مامان و پدر بزرگ میرفتیم و در نبود انها عید را جشن میگرفتیم  . اما امسال عید نسبت به سال های دیگه من حال بهتری داشتم هیچ سالی دم سال تحویل دعای یا مقلب القلوب و الابصار اینقدر بهم نچسبیده بود .شاید به این خاطر بود که امسال تونستم در کمال آرامش به خودم فکر کنم و به کارهایی که کردم ،نمیدونم ولی احساس خوبی بود هر چی بود /

همه سال که میخواد تحویل بشه آرزو میکنن، من هم کلی آرزو کردم  اما امروز جز معدود روزهایی بود که احساس میکردم خدا داره نگاهم میکنه  و خیلی بهم نزدیکه .

سالی که گذشت سال بدی نبود اما این اواخر طبق میلم نگذشت و به بدی سپری شد امیدوارم که سال۸۸ ابن طور نباشه و همه شما مثل من که آرزو کردم به آرزوهام برسم به آرزو هاتون برسین .

+ نوشته شده در  شنبه 1 فروردین1388ساعت 0:27  توسط   |