<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مهاجر</title>
<link>http://nopa.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 27 Apr 2009 19:46:46 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>...</title>
<link>http://nopa.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/j79oue.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Apr 2009 19:46:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nopa&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>nopa</dc:creator>
<guid>http://nopa.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سال نو مبارک </title>
<link>http://nopa.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>امسال بر خلاف سالهای دیگه من و پدر و مادرم  همراه خواهرم تنها تو خونه خودمون و چهار نفری سال جدید رو شروع &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 268px; HEIGHT: 214px&quot; height=241 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.bahmanmirfatahi.persiangig.com/image/1385.jpg&quot; width=400 align=right border=0&gt;کردیم ، بر خلاف سالهای دیگه که همه خانواده خاله و دایی ها  به خونه  مامان و پدر بزرگ میرفتیم و در نبود انها عید را جشن میگرفتیم  . اما امسال عید نسبت به سال های دیگه من حال بهتری داشتم هیچ سالی دم سال تحویل دعای یا مقلب القلوب و الابصار اینقدر بهم نچسبیده بود .شاید به این خاطر بود که امسال تونستم در کمال آرامش به خودم فکر کنم و به کارهایی که کردم ،نمیدونم ولی احساس خوبی بود هر چی بود /
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه سال که میخواد تحویل بشه آرزو میکنن، من هم کلی آرزو کردم  اما امروز جز معدود روزهایی بود که احساس میکردم خدا داره نگاهم میکنه  و خیلی بهم نزدیکه .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سالی که گذشت سال بدی نبود اما این اواخر طبق میلم نگذشت و به بدی سپری شد امیدوارم که سال۸۸ ابن طور نباشه و همه شما مثل من که آرزو کردم به آرزوهام برسم به آرزو هاتون برسین .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Mar 2009 20:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nopa&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>nopa</dc:creator>
<guid>http://nopa.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>...</title>
<link>http://nopa.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ffffff&gt;این نیز بگذرد ....&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Feb 2009 09:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nopa&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>nopa</dc:creator>
<guid>http://nopa.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ولنتاین</title>
<link>http://nopa.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>نمیدونم ، این روز رو تبریک بگم یا نه .ولی خب من زیاد علاقه ای به این روز ندارم .در هر صورت اغلب دختر و پسر ها به هم تبریک میگن و هدیه میخرن من هم تبریک میگم .تا به حال فکر کردین که 14 فوریه چه احساسی در شما ایجاد می کند؟ شادی یا ترس؟ آیا می دونید که متولدین ماه های مختلف واکنش متفاوتی نسبت به این رویداد به اصطلاح  رمانتیک دارند و دوست دارند ولنتاین را به صورتی متفاوت جشن بگیرند؟ 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;برج حمل (فروردین)&lt;/FONT&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 354px; HEIGHT: 247px&quot; height=295 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.greet2k.com/events/valentine/gifts/enlarge/cutegifts.gif&quot; width=375 align=left border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شما بیشترین کارت ها، گل ها، و شکلات ها را هدیه می گیرید. البته فکر کنم بدتان هم نمی آید که خودتان هم برای خودتان گل و شکلات بفرستید! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;برج ثور (اردیبهشت)&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک دسته گل قاصدک، شکلات های ارزان قیمت و شامی در یک رستوران فَست فود؟ نگران نباشید، احتمالاً دارید کابوس می بینید! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ff33&gt;برج جوزا (خرداد)&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;متولدین این ماه مثل سایر کارهایشان، امشب هم با دو نفر قرار دارند، و آخر شب را هم با دوستانشان برنامه می گذارند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#33ff00&gt;برج سرطان (تیر)&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فکر می کنم برای متولدین این ماه هیچ هدیه ای از یک دستمال ابریشمی گلدوزی شده و یک بسته شکلات قلب شکل بهتر باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;برج اسد (مرداد)&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک شاخه گل رزی که معشوقتان برایتان فرستاده است اصلاً خوشحالتان نمی کند. فکر می کنید لیاقت حداقل صدها شاخه گل را داشته اید! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;برج سنبله (شهریور)&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#00ff00&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;اصلاً دوست ندارید که جعبه شکلاتی را که هدیه گرفته اید را با کسی سهیم شوید. همه اش نگران این هستید که مبادا یکی به آنها ناخنک بزند یا گل هایتان را بو کند! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ff33&gt;برج میزان (مهر) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر کسی که می شناسید کارت ولنتاین می فرستید: آرایشگرتان، معلم هایتان، بقال محل، پسر خاله ی بقال محل و...دوست ندارید هیچ کس این شب احساس تنهایی کند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;برج عقرب (آبان)&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برخلاف معمول شما اصلاً دوست ندارید که شب ولنتاین شام را بیرون صرف کنید. ترجیح می دهید یک شب رویایی را در خانه در کنار معشوقتان بگذرانید! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ff33&gt;برج قوس (آذر) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اصلاً دوست ندارید برای کسی کارت ولنتاین بفرستید! اگر کسی بیشتر از آن چیزی که منظور شما بوده از آن کارت استنباط کند چه؟ به خاطر همین خودتان را به فراموشی می زنید که انگار یادتان رفته ولنتاین چه روزی است! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;برج جدی (دی)&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بوی گل شما را به عطسه می اندازد و اصلاً هم از شکلات خوشتان نمی آید! درعوض به نظرتان هیچ چیز برای ولنتاین بهتر از یک هدیه ی گران قیمت نیست! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;برج دلو (بهمن)&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوست ندارید از روال عادی زندگی بیرون بیایید. همان چای گیاهیتان را می خورید و اصلاً هم فکر نمی کنید خوردن کمی شکلات باعث شود که مثل بقیه شوید! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;برج حوت (اسفند)&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عاشق اینجور مراسم ها هستید! اصلاً به امید همین روزها زندگی می کنید! فکر میکنید اگر هر روز زندگی ما آدم ها ولنتاین بود و همه به هم گل و شکلات هدیه میدادند، دنیا بهشت می شد! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;پی نوشت : در مورد ماه تولد من(شهریور ) تا حدودی این فال درسته ،مخصوصا اگر شکلاتی که هدیه میگیرم تلخ باشه و گلی که هدیه میگیرم رز باشه چون ترجیح میدم که خودم بوش کنم و سالم نگه دارمش تا خشک بشه و تو گلدون مخصوصی که الان نزدیک به ۶۸ گل رز توش نگه میدارم و هر کدوم یادرگاری هست ازش نگهداری کنم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Feb 2009 08:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nopa&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>nopa</dc:creator>
<guid>http://nopa.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گفت وگو با خدا </title>
<link>http://nopa.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>در رویاهایم دیدم که با خدا گفت و گو میکنم 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا پرسید ،پس تو میخواهی با من گفت وگو کنی &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/6/64/doanoor.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من در پاسخ گفتم :اگر وقت دارید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا خندید : وقت من بی نهایت است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در ذهنت چیست که میخواهی از من بپرسی؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پرسیدم : چه چیز بشر شما را سخت متعجب میکند ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا پاسخ داد : کودکی شان  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;اینکه&lt;/FONT&gt; آنها از کودکی شان خسته میشوند ،عجله دارند که بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها آرزو میکنند که کودک باشند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;اینکه &lt;/FONT&gt;آنها سلامتی خود را از دست میدهند تا پول به دست آورند و بعد پولهایشان را از دست میدهند تا سلامتی خود را به دست آورند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;اینکه &lt;/FONT&gt;با اضطراب به آینده مینگرند و حال را فراموش میکنند و بنابراین نه در حال زندگی میکنند و نه در آینده .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;اینکه&lt;/FONT&gt; آنها به گونه ای زندگی میکنند که گویی هرگز نمیمیرند و به گونه ای میمیرند که گوئی هرگز زندگی نکرده اند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دستهای خدا دستانم را گرفت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای مدتی سکوت کردیم و من دوباره پرسیدم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به عنوان یک پدر میخواهی کدام درسهای زندگی را فرزندانت بیاموزند؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;او گفت :&lt;FONT color=#ffff00&gt;بیاموزند &lt;/FONT&gt;که آنها نمیتوانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;بیاموزند&lt;/FONT&gt; که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;بیاموزند &lt;/FONT&gt;که فقط چند ثانیه طول میکشد تا زخم های عمیقی در قب آنها که دوستشان داریم ایجاد کنیم اما سال ها طول میکشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;بیاموزند&lt;/FONT&gt; که ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد ،کسی است که به کمترین ها نیاز دارد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;بیاموزند&lt;/FONT&gt; که آدم هایی هستند که آنها را دوست دارند ،فقط نمیدانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;بیاموزند&lt;/FONT&gt;که دو نفر میتوانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;FONT color=#ffff00&gt;بیاموزند&lt;/FONT&gt; که کافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند بلکه آنها باید خود را نیز ببخشند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من با خضوع گفتم :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از شما به خاطر این گفت و گو متشکرم .آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندانتان بدانند ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا لبخند زد و گفت : &lt;/P&gt;فقط اینکه بدانند : من اینجا هستم ، &lt;FONT color=#3399ff&gt;همیشه&lt;/FONT&gt; . </description>
<pubDate>Mon, 09 Feb 2009 09:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nopa&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>nopa</dc:creator>
<guid>http://nopa.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تنها خبر خوش این روزها </title>
<link>http://nopa.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description> روز جمعه در حالی که من در تنهایی خودم بودم  و به کار های نکرده ام فکر میکردم و همچنان دپرس به سر میبردم  تلفن خانه مان به صدار درآمد اول میخواستم خودم جواب بدم اما پشیمون شدم و گوشی رو به مادرم دادم ،مادرم هم بعد از کلی احوال پرسی گوشی رو به من داد  وگفت با تو کار دارن من هم از اونجایی که هیچ کدوم از دوستام شماره تلفن خونه رو ندارن کلی شوکه شدم و با تردید گوشی رو گرفتم وقتی صدای کسی که پشت خط بود رو شنیدم یک لحظه ذهنم به سمت دوران بد و خوب دانشگاه رفت .ستاره پشت خط بود یکی از دوستان دوران دانشگاه که همیشه با من بود و پس از امتحانات پایان ترم به کرمانشاه رفته بود . بعد از کلی از این طرف و اون طرف ستاره یه حرفی زد که کلی تونست خوشحالم کنه یعنی فکر میکنم تنها خبری که تو این مدت تونست منو خوشحال کنه همین بود .البته کلی اول قسمش دادم تا راستشو بگه چون اصلا باورم نمی شد که ازدواج کرده باشه ! زنگ زده بود که منو برای عروسیش دعوت کنه البته برای حدود ۲ ماهه دیگه .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Jan 2009 16:33:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nopa&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>nopa</dc:creator>
<guid>http://nopa.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کمی بهتر</title>
<link>http://nopa.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دریا چه دل پاک و نجیبی دارد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چندیست که حالت غریبی دارد &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آن موج که سر به صخره ها می کوبد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با من چه شباهت عجیبی دارد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;احساس میکنم امروز کمی بهترم  امروزدو هفته است که روزنامه توقیف شده دیروز هم جلسه ای در خصوص توقیف روزنامه در انجمن صنفی روزنامه نگاران برگزار شد که من نرفتم و ترجیح دادم همچنان کنار بخاری بخوابم ، من که اصلا امیدوارم نیستم که روزنامه دوباره چاپ بشه اما مثل اینکه مهران کرمی امیدواره یا حداقل اینجوری نشون میده .هر چند که من قصد داشتم بهمن ماه از بچه ها خداحافظی کنم و به جای دیگه برم اما از توقیف ناراحت شدم. خیلی روز بعدی بود هنوز چند دقیقه ای از صحبت خانم مفیدی در خصوص توقیف نگذشته بود که بچه های روزنامه اعتماد ، اعتماد ملی و عکاس همشهری جوان به روزنامه آمدند خیلی حس بدی بود ، بدتر از همه این بود که دو تا از دوستانی که در محیط کار با اون ها همکاربودم  بد جوری حالم رو گرفتن ، دقیقا زمانی که بچه ها تماس میگرفتن و ابراز تاسف میکردند این دو دوست (که البته من روی دوستیشون اصلا حساب نمیکنم و فقط اصطلاح دوست رو یدک میکشند ) تماس گرفتن و ابراز خوشحالی کردند ! البته این ابراز خوشحالی در پس کلامشون بود و نه واضح .این موضوعه که بد جوری آدمو نا امید میکنه و آدم دلش میخواد سرشو بکوبه به دیوار . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پینوشت:امروز تصمیم گرفتم &lt;FONT color=#cc0066&gt;عنوان وبلاگم&lt;/FONT&gt; رو عوض کنم ، نمیدونم عنوانش خوبه یا نه .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 14 Jan 2009 08:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nopa&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>nopa</dc:creator>
<guid>http://nopa.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>000</title>
<link>http://nopa.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به نقطه صفر رسیدم &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://mycalmsoul.persiangig.com/image/2mzr55.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;این روزها سخت میگذرد ، خیلی سخت . مدتهاست  بغضی در گلو دارم که نمیشکند ، دردی دارم که التیام بخشی ندارد . مدتهاست که تنهایم ، شاید در این تنهایی خودم هم مقصرم .اما مطمئنم اگر هم تنها نبودم باز هم حال خوشی نداشتم چون کسی نیستم که دردم را بانفر دومی در میان بگذارم . حدود دو سال است که کاری انجام میدهم که میدانم خوب نیست ،اما باز هم انجام میدهم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;از روز چهارشنبه هفته گذشته تا به امروز که روزنامه توقیف شده کنار بخاری خوردم و خوابیدم و فکر کردم و فقط حدود 8 یا 12 ساعت بیرون از خانه بودم ، آنهم که به خاطر دانشگاه بود . شنبه بود به گمانم که به دانشگاه رفتم و مدرکم را بالاخره تحویل گرفتم .دیگر انگیزه ای نمانده برای کار ، درس و...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;هیچ زمانی به اندازه این چند وقت احسااس بیهودگی نکردم ،حس میکنم زندگیم به بطالت میگذرد .از زمانی که کنکور قبول نشدم تصمیم گرفتم که برای امسال  تلاش کنم تا از  رشته ای که از دوران دبیرستان دوست داشتم لیسانس بگیرم اما تا به امروز حتی دستی به کتابهای خاک خورده کتابخانه ام نزدم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;امروز هم که عاشورا است در خانه ام و هیچ کس در کنارم  نیست  ،تنها رفیق روزهای تنهائیم ناهید است البته کمی تقصیر خودم هم هست چون از دوستانم کناره گیری کردم ، به هیچ کس اعتماد ندارم ، به حرفهای هیچ کس اعتماد ندارم نمیدانم شاید احساس میکنم محیط سنگین دادسرا ی جنایی بر روی روح و مغزم تاثیر گذاشته .چند وقتی است که دیگر عکس و فیلم های جنایی که رنگ  خون دارد را نمیبینم  حتی چند وقت پیش زمانی که پدر سارا را به دادسرا آورده بودند تا در خصوص قتل دخترش توضیح دهد (همان مردی که دخترش را سوزانده بود )  و حتی زمانی که ان زن جوان را به اتهام قتل پدرش آورده بود ند حالت تهوع گرفته و از اتاق بازپرسی بیرون  آمدم ،نمیدانم شاید تحمل جزئیات و واقعیتهای این جنایتها برایم سخت شده . مدتی است که به خاطر مشکلاتم   و رفتار خشنم در خانه احساس میکنم که حتی پدر و مادرم هم از دستم خسته شده اند . زمان هم خیلی دیر میگذرد  شاید هر دقیقه به اندازه یک سال ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Jan 2009 09:41:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nopa&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>nopa</dc:creator>
<guid>http://nopa.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>...</title>
<link>http://nopa.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>كارگزاران پس از یك سال و دو روز فعالیت در عرصه خبر رسانی امروز توقیف شد </description>
<pubDate>Wed, 31 Dec 2008 13:16:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nopa&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>nopa</dc:creator>
<guid>http://nopa.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یلدا مبارك </title>
<link>http://nopa.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;img src=&quot;http://www.aftab.ir/articles/art_culture/cultural_heritage/images/1495fe003166324501e934172f3c6ed2.jpg&quot; /&gt;
&lt;link href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\SAEED~1.ARK\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\clip_filelist.xml&quot; rel=&quot;File-List&quot; /&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:WordDocument&gt;
  &lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
  &lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
  &lt;w:PunctuationKerning/&gt;
  &lt;w:ValidateAgainstSchemas/&gt;
  &lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
  &lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
  &lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
  &lt;w:Compatibility&gt;
   &lt;w:BreakWrappedTables/&gt;
   &lt;w:SnapToGridInCell/&gt;
   &lt;w:WrapTextWithPunct/&gt;
   &lt;w:UseAsianBreakRules/&gt;
   &lt;w:DontGrowAutofit/&gt;
  &lt;/w:Compatibility&gt;
  &lt;w:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;
 &lt;/w:WordDocument&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:LatentStyles DefLockedState=&quot;false&quot; LatentStyleCount=&quot;156&quot;&gt;
 &lt;/w:LatentStyles&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin:0in;
	margin-bottom:.0001pt;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:12.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;}
@page Section1
	{size:8.5in 11.0in;
	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in;
	mso-header-margin:.5in;
	mso-footer-margin:.5in;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
/*]]&gt;*/&lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;;
	mso-tstyle-rowband-size:0;
	mso-tstyle-colband-size:0;
	mso-style-noshow:yes;
	mso-style-parent:&quot;&quot;;
	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
	mso-para-margin:0in;
	mso-para-margin-bottom:.0001pt;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:10.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-ansi-language:#0400;
	mso-fareast-language:#0400;
	mso-bidi-language:#0400;}
&lt;/style&gt;
&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;o:shapedefaults v:ext=&quot;edit&quot; spidmax=&quot;1026&quot;/&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;o:shapelayout v:ext=&quot;edit&quot;&gt;
  &lt;o:idmap v:ext=&quot;edit&quot; data=&quot;1&quot;/&gt;
 &lt;/o:shapelayout&gt;&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;یلدا یعنی
&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;یا دمان
باشد كه زندگی آنفدر كوتاه است كه یك دقیقه بیشتر با هم بودنمان را باید جشن گرفت &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Sat, 20 Dec 2008 12:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nopa&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>nopa</dc:creator>
<guid>http://nopa.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
